روش بدیعه پردازی
روش بدیعه
پردازی
الف)
روشی است که توسّط « ویلیام گوردن » آمریکایی حدود دهه ی 1970 م تدوین یافت
و به معنی اتّصال و همراهی عناصر به ظاهر بی ربط
است و
گوردن آن را « آشنایی زدایی » می نامید : یعنی فردی تلاش می کند با دید تازه
ای به چیزهایی آشنا بنگرد.
دربدیعه پردازی ، فرصت ابتکار به وجود می آید و از استعاره و تمثیل استفاده می شود
که با این روش تفکّرخلاّق شکل می گیرد و خلّاقیّت
به وجود می آید .
بدیعه پردازی ، به بهره گیری از قدرت تخیّل می انجامد و بر جمع آوری ، تحلیل و ترکیب اطّلاعات تأکید می شود . در بدیعه پردازی از سه نوع قیاس
استفاده می شود.
قیاس شخصی : همانند سازی با یک شخص ، گیاه ، حیوان
و موجود بی جان یا یک پدیده است . برای مثال دانش آموز خود را به جای سنگ یا درخت
قرار می دهد و تشابه ها را می یابد و با این
تصوّر به وصف احساس ، اندیشه ها و آرزوهای خود می پردازد .
قیاس مستقیم : تشبیه شعر به آب روان یا به موج
دریا سبب می شود تا فراگیران به زیبایی شعر پی ببرند . این تشبیه ، قیاس مستقیم ، یعنی
مقاله ی ساده و موجود با دو مفهوم است برای مثال به
کتاب ، مانند یک انسان یا رودخانه فکر می کند و تصوّرات و احساسات خود را نسبت
به موضوع بیان می کند و از این طریق مشابه سازی انجام می شود .
قیاس فشرده : در این مرحله دو کلمه ی متضاد
اتخاب می شود یا پیوند آن ها موضوعی توصیف می شود مانند : مخرّب و محافظ ، زشت و زیبا
، دوست و دشمن در اجرای این الگو بچّه ها به گروه هایی تقسیم می شوند و معلّم رهبری و نظارت بر فعّالیّت ها را برعهده دارد و شاگردان
در مراحل مختلف فعّال بوده و در پاسخ گویی نیز مشارکت دارند .
ب)
روش دوم مدل « هلمبرگ » است او در سال 1982با هدف
تجسّم بخشیدن به تفکّر و انتزاعی این مدل را ارائه داد
.
این مدل ، نوشتن درباره ی موضوع های مختلف را آسان ترمی سازد و استفاده ازآن راهی
است برای رسیدن به تجسّم و عینی ساختن فکر . مدل هلمبرگ به پرورش تفکّر انتقادی کمک می کند و بر شناخت
و آگاهی فراگیران می افزاید . این
مدل فراگیر را یاری
می دهد تا به سازمان دادن تجربه ها و اصلاح آن بپردازند .
مدل هلمبرگ چهار سطح دارد : سطح حسّی ( عینی ) ، سطح عقلانی ( فکری
) ، سطح تخیّلی ( استعاره ) ، سطح فرضی ( اسطوره ای ) .
برای این که هرکدام از سطوح فوق را توضیح دهیم ، ابتدا لازم است موضوعی را در نظر بگیریم
و پیرامون آن موضوع بیندیشیم و تفکّرات خود را طبق مدل هلمبرگ مجسّم سازیم و به روی کاغذ بیاوریم . موضوع مورد نظر می
تواند ذهنی و مجرّد یا مادّی وملموس باشد.
موضوع انشا : بهار
سطح حسّی( عینی ) – ابتدا از شاگردان می خواهیم به بهار فکر کنند درسطح
عینی مواردی را یادداشت کنیم که به ظاهر موضوع مربوط شده و ابتدا به ذهن می رسند ؛
مانند : گل ها و گیاهان ، باغ ها و جاری شدن رودها و پرشدن چشمه سازان ، تغییرشکل
طبیعت ، وزش باد و نسیم و صدای پرندگان و بالأخره
حرکت و جنبش تمامی موجودات و تمیز کردن خانه ها و پنجره ها و ...
سطح تخیّلی( استعماری )- دراین سطح باید به مواردی بپردازیم که
موجب خیال انگیزی اند . مسلّماً استفاده از آرایه های ادبی ضروری است مثل تشبیه و
استعاره و دیگر صنایع ادبی ، شاگردان می توانند با استفاده از تشبیهات ساده، تفکّر
خود را خیال انگیز سازند : پارچه های رنگین چمنزارها ، درخشش ستارگان شکوفه ، نقره ی
مذاب تشنه ساران ، لباس رنگارنگ درختان ...
سطح عقلانی ( فکری ) - این بخش مربوط به فکر و
اندیشه است که در مورد بهار باید اظهار شود یعنی برخلاف سطح عینی که ظاهری بود بیش
تر محتوایی و باطنی است ؛
بهار یادآور دوران کودکی انسان است . بهار ، معاد و بازگشت را به خاطر می آورد . طبیعت مرده دوباره زنده می شود . همان گونه که
طبیعت کودکی و جوانی و پیری و مرگ دارد ، انسان
هم ، هم گام با طبیعت این مراحل را طی می کند . آموزشگاه طبیعت این درس را به ما
می آموزد که به خالق زیبایی ها بیندیشیم و به روز رستاخیز فکر کنیم و از اثر پی به
مؤثّر ببریم .
سطح فرضی ( اسطوره ای ) - این سطح در واقع به
متن هایی مربوط می شود که درآن ها مسائل اساطیری مطرح شده باشد . ولی در درس انشا درسطح
فرضی بهتر است نظریه ، پیام و نکته ی مورد نظر خود را که چکیده ی تفکّر در مورد موضوع
بهار است بنویسیم .
نویسنده معتقد است که با استفاده از روش هایی که ذکر می شوند ، در دوران دبستان ، شاهد
افزایش توانمندی دانش آموزان در نوشتن خواهیم بود .